بنت. [ ب ِ ] ( ع اِ ) دختر. ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ) ( ترجمان القرآن ) ( آنندراج ). دختر. و مؤنث ابن نیست بلکه صیغه جداگانه ای است و در وقت نسبت ، بنتی و بنوی گویند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( کشاف اصطلاحات الفنون ). اِبْنه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ج ، بنات. ( مهذب الاسماء ) : پوراندخت بنت کسری زنی سخت عاقل و عادل و نیکوسیرت بود. ( فارسنامه ابن البلخی ص 110 )....
فرهنگ عمید
دختر.
فرهنگ معین
(بِ ) [ ع . ] ( اِ. ) دختر. ج . بنات .
فرهنگ فارسی
رمان نویس انگلیسی ( و . نزدیک هانله ۱۸۶۷ - ف. ۱۹۳۱ م . ) ر آلیسم وی اورا به دیکنس شبیه میسازد . دختر، بنات جمع ( اسم ) دختر . جمع : بنات . یا بنت اجل. تب .
دانشنامه عمومی
شهر بنت مرکز بخش بنت از توابع شهرستان نیک شهر در استان سیستان و بلوچستان است که در ۸۵ کیلومتری شمال غرب نیکشهر و ۴۵ کیلومتری جنوب شهر فنوج، بین ۲۶ درجه و ۱۷ درجه عرض شمالی و ۵۹ درجه و ۱۳ درجه طول شرقی گرینویچ در ارتفاع ۴۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است.اطلس گیتاشناسی استان های ایران، تهران: ۱۳۸۳ خورشیدی.مختصاتشهر بنت پیشینه تاریخی زیادی دارد و زمانی سیطره حکمرانی حکام محلی بنت از ساحل دریا در بندر...