کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بنا-انداختن | کلماتور
معانی کلمه : بنا انداختن
تلفظ بین المللی :
/bˈanɑ andˈɑxtan/
تلفظ :
[b'anA and'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با شدت بیرون انداختن
با هاشور سایه انداختن
بند انداختن
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
کسی را با خود چپ انداختن
با اثاثه انباشتن
با اشیا زیاد انباشتن
واپایش با برنامۀ اندوخته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بنا انداختن. [ ب ِ اَت َ ] ( مص مرکب ) مرادف رنگ خانه ای ریختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پی افکندن. بنیاد نهادن :
ز نو میخواهم اندازم بنای عشرت آبادی
که روزی خاک و خشت این کهن ویرانه خواهم شد.
آصفی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مرادف رنگ خانه ریختن
کلمات مرتبط
با شدت بیرون انداختن
با هاشور سایه انداختن
بند انداختن
با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
کسی را با خود چپ انداختن
با اثاثه انباشتن
با اشیا زیاد انباشتن
واپایش با برنامۀ اندوخته
نظرات