بلوک . [ ب ُ ] (اِ) پشکل شتر. (برهان ). البعر؛ شتر بلوک انداختن . (تاج المصادر بیهقی ). اللقع؛ انداختن شتربلوک و جز آن . || نشانه ٔ تیر. (اوبهی ).
تکوک#NAME?
توده؛ دسته.
ناحیهای شامل چند ده؛ دهستان؛ ولایت.
(بُ لُ) ( اِ.) 1 - ناحیه ای شامل چند قریه و ده . 2 - جماعت ، دسته .
( ~.) [ فر. ] ( اِ.) 1 - چند کشور متحد که دارای مرام و روش سیاسی یکسان باشند. 2 - قطعة زمین . 3 - قطعه ای از مصالح ساختمانی . 4 - ظرفی که در آن شراب خورند.
تال مال
قطعه
دهستان
جماعت، دسته، گروه
قسمت، منطقه، ناحیه
ردیفساختمانهای موازی
قطعات سنگ یا سیمان، تابوک
۱. قسمت، منطقه، ناحیه
۲. قطعه
۳. دهستان
۴. جماعت، دسته، گروه
۵. قطعات سنگ یا سیمان، تابوک
۶. ردیفساختمانهای موازی