بلندبالا. [ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) بلند. بلندقامت. ( ناظم الاطباء ). دارای قامت بلند. آنکه قامتی کشیده دارد. بلنداندام. طویل القامة. بالابلند. جَبّار. طُرموح. عِبَّم. عِلطَوس. عَلهَب. عَوسَن. عَوهَق. غِدَفل. مِلواح : ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادرانش بلندبالا و خوبروی. ( گلستان ).تو آن درخت گلی کاعتدال قامت توببرد قیمت سروبلندبالا را.سعدی.ما تماشاکنان کوته دست تو درخت بلندبالا...