معانی کلمه : بلخی
لغت نامه دهخدا
بلخی . [ ب َ ] (اِخ ) جلال الدین محمدبن محمدبن حسین خطیبی رومی بلخی ، شاعر و متصوف شهیر قرن هفتم هجری . رجوع به مولوی شود.
بلخی . [ ب َ ] (اِخ ) حسن بن شجاع بن رجاء بلخی ، مکنی به ابوعلی . محدث بود و بسال 244 هَ .ق . در سن چهل ونه سالگی درگذشت . (از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. مربوط به بلخ.
۲. از مردم بلخ.
۲. از مردم بلخ.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به بلخ . ۱- هر چیز که مربوط به بلخ باشد یا در بلخ ساخته شود. ۲- از مردم بلخ اهل بلخ . یا زبان بلخی . زبانی که مردم بلخ بدان تکلم کنند .
محمد بن فضل بن عباس بلخی مکنی به ابو عبدالله ٠ از صوفیان مشهور و مشایخ بزرگ خراسان در قرن سوم و چهارم هجری است ٠ وی از بلخ رانده شد و در سمرقند سکنی گزید و بسال ۳۱۹ ق ٠ در آنجا درگذشت ٠ او را سخنان حکیمانه ایست ٠
محمد بن فضل بن عباس بلخی مکنی به ابو عبدالله ٠ از صوفیان مشهور و مشایخ بزرگ خراسان در قرن سوم و چهارم هجری است ٠ وی از بلخ رانده شد و در سمرقند سکنی گزید و بسال ۳۱۹ ق ٠ در آنجا درگذشت ٠ او را سخنان حکیمانه ایست ٠
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بلخی (ابهام زدایی).
...
...
wikifeqh: بلخی_(ابهام_زدایی)
