Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بل

تلفظ بین المللی : /bˈal/ تلفظ :‌ [b'al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بُل
  • بِل
  • بل الگزاندر
  • بل الگزاندر گراهام
  • بل برنل جاسلین
  • بل جان
  • بل جورج
  • بل دانیل
  • بل ریچارد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بل . [ ب ُل ل ] (ع ص ، اِ) ج ِ بَلاّء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به بلاء شود. || ج ِ اَبل ّ. (ناظم الاطباء). رجوع به ابل شود.

بل . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان بلده ، بخش نور، شهرستان آمل . سکنه ٔ آن 200 تن . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3)....

فرهنگ عمید

سنجد.

= پل pa(e)l

ابله؛ احمق.

واحد اندازه‌گیری شدت صوت. Δ مٲخوذ از نام گراهام بل، مخترع امریکایی تلفن.

بگذار: ◻︎ بل تا جگرم خشک شود و آب نماند / بر روی من آبی‌ست کز او دجله توان کرد (آغاجی: شاعران بی‌دیوان: ۱۹۱).

توپی که هنگام بازی و پیش از خوردن به زمین در هوا گرفته می‌شود.⟨ بل‌ گرفتن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز]۱. بی‌رنج ‌و ‌زحمت چیزی به چنگ آوردن.۲. از فرصتی ...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) پاشنة پای .

(بَ) [ ع . ] (حرف عطف .) بلکه .

(بَ ) [ ع . ] (حرف عطف . ) بلکه . ( ~. ) (اِ. ) پاشنة پای . ( ~. ) ۱ - پیشوندی است که بر سر برخی واژه ها می آید و معنای بسیاری و فراوانی می دهد، مانند بُلکامه : یعنی بسیار هوس . ۲ - در آغاز اسامی خاص می آید مانند: بلحسن = بوالحسن = ابوالحسن . یا در اول اسماء معنی عربی می آید مانند: بلعجب = ابوالعجب یا بلهوس = بوال...

دانشنامه آزاد فارسی

بِل (bel)
یکای اندازه گیری صوت، برابر با دَه دسی بل. این یکا را به افتخار دانشمند و مخترع اسکاتلندی تبار امریکایی، اَلگزاندر گراهام بل، نام گذاری کرده اند.
wikijoo: بل

فرهنگ فارسی

نادان و احمق
گرترودمارگارت دختر توماس بل ( و . دورهام ۱۸۶۸ ف. ۱۹۲۶ م . ) وی تحصیلات خود را در کوئین کالج و آکسفورد به پایان رسانید . در ۱۸۹۲ به ایران سفر کرد و شیفته آثار ادبی ایرانی گشت . بل خاطرات سفر خویش را در کتابی بنام [ طرحهایی از ایران ] در ۱۸٠۴ انتشار داد . اثر مهم او [ اشعاری از دیوان حافظ ] است که در آن غزلیات حافظ را به انگلیسی فصیح ترجمه کرده . در ۱۹٠۸ به ...

دانشنامه عمومی

بگذار

(بِ bel )، (آذری) کمر.

(گلستان و خراسان) برق زدن؛ چنانکه بَلبَلی گوش به کسی می گویند که گوشش دائم به دید می آید. بل زدن هم به معنی برق زدن است.

بل ممکن است یکی از موارد زیر باشد:بل (چابهار) روستایی در دهستان سندمیرثویان بخش دشتیاری شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستانبل (قصرقند) روستایی در دهستان تلنگ بخش تلنگ شهرستان قصرقند استان سیستان و بلوچستانبل (نور) روستایی در دهست...

گویش مازنی

۱بخار ۲شعله ی آتش

۱بلعیدن ۲قورت دادن

۱بگذار بنه ۲اجازه بده

از توابع دهستان بالا میان رود نور

۱برق ۲نورافشانی اشیا در انعکاس نور آفتاب

۱دندان پیشین گراز ۲از روی تحقیر به دندان های نامرتب و جلو ...

۱بیل وسیله ای که مصارف گوناگون از جمله در کشاورزی خاصه آبیاری ...

/bal/ بخار - شعله ی آتش & برق - نورافشانی اشیا در انعکاس نور آفتاب & بیل وسیله ای که مصارف ...

گویش دزفولی

بگذار

گویش بختیاری

سنجد.

مترادف و متضاد

بلکه، شاید ≠ حتم

but (حرف اضافه)
جز، بدون، بل، با وجود، باستثنای

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی بَلْ: بلکهمعنی بَلِ: بلکه (در عبارت "بَلِ ﭐدَّارَکَ "به دلیل رسیدن دو ساکن به هم حرف لام کسره گرفته است)معنی یَکْشِفُ: برطرف می کند - کنار می زند ( عبارت " بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شَاءَ " یعنی : بلکه فقط خدا را میخوانید، و او هم اگر بخواهد آسیبی که به سبب آن او را خواندهاید برطرف میکند)معنی مَعَاذِیرَهُ: پوشش ها - عذر ها (کلمه معاذیر جمع مع...

واژه نامه بختیاریکا

( بَل ) بلکه؛ مگر
( بُل ) پرش
( بَل ) چُک
( بَل ) دراز و پهن؛ وال
( بِل ) لاغر اندام
( بَل ) متضاد کرّی؛ گوش بل؛ بزرگ و نافرم

کلمات مرتبط

  • بُل
  • بِل
  • بل الگزاندر
  • بل الگزاندر گراهام
  • بل برنل جاسلین
  • بل جان
  • بل جورج
  • بل دانیل
  • بل ریچارد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات