بقعة. [ ب َ ق ِ ع َ ] (ع ص ) ارض بقعة؛ زمینی که در آن ملخهای پیسه باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و رجوع به بقع شود.
بقعة. [ ب ُ ق َ ع َ ] (ع ص ) مقلوب قُبَعَه . جاریه ٔ بقعة و قبعة، کنیزکی که روی خود بنماید آنگاه نهان سازد. (از نشوءاللغة ص 17).
بنا، خانه، سرا، عمارت
جا، جایگاه، مقام، مکان
زیارتگاه، مدفن، مزار، بقعت، مکان متبرک
۱. زیارتگاه، مدفن، مزار، بقعت، مکان متبرک
۲. بنا، خانه، سرا، عمارت
۳. جا، جایگاه، مقام، مکان