بقایا. [ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ بقیه. || باقی مانده ها و تتمه ها. ( ناظم الاطباء ) : نصر با بقایای لشکر بقوش رفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || مانده ها. بقایای مالیاتی : علی بن نصربن هارون را که وزیر عضدالدوله [ بود ] بگرفت و اموال و بقایای عمال که در تصرف او بود بستد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). باقی املاک بفروخت و از عهده بقایا که بر او متوجه بود بیرون آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). و مجموع اموال از مردم هر مم...
فرهنگ عمید
بقیه#NAME?
= بقیه
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ بقیه . ۱ - باقی مانده ها. ۲ - آثار، رسوم . ۳ - مالیات پس افتاده .
فرهنگ فارسی
جمع بقیه ( اسم ) جمع . بقیه . ۱- باقیمانده ها تتمه ها مانده ها : بقایای مطالبات وصول شد . ۲- آثار رسوم . ۳- مالیات پس افتاده یا نویسند. بقایا. کسی که بقایای مالیاتی را ثبت میکرده و مینوشته است : ( نویسند. بقایا مبلغ بیست تومان مواجب داشته . )
[ویکی فقه] بقایا، در متون کهن و متأخر به معنای بدهی مالیاتی مردم و مترادف «باقی» و «بواقی» می باشد.اصطلاحاتی مانند حاصل، کسور، دیون، نقصان و حساب چندین ساله گاه به همین معنی به کار می رفته است. با این حال، گاه میان برخی از این واژه ها با «باقی» تفاوتی وجود داشته است. (مانند تفاوت میان «حاصل» و «باقی») پیشینه بقایابقایا، همان گونه که از معنای عام آن بر می آید، تنها به نظام مالیاتی در دوره اسلامی من...