کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بفرمان | کلماتور
معانی کلمه : بفرمان
تلفظ بین المللی :
/bafrˈemɑn/
تلفظ :
[bafR'emAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گوش بفرمان
وابسته بفرمانروای ظالم
بهرمان
بورمان مارتین
بفرمایید
بهرمانی
برمانیدس
برمان
برمانین
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بفرمان. [ ب ِ ف َ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) مطیع. بنا به امر. برحسب دستور :
بلی بفرمان گویم اگر هجا گویم
از آنکه قول خداوند را بفرمانم.
مسعودسعد.
مترادف و متضاد
۱. رهوار ≠ بدلجام، سرکس
۲. رام، فرمانبردار، مطیع ≠ نافرمان حسبالامر، بفرموده
کلمات مرتبط
گوش بفرمان
وابسته بفرمانروای ظالم
بهرمان
بورمان مارتین
بفرمایید
بهرمانی
برمانیدس
برمان
برمانین
نظرات