Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بغل

تلفظ بین المللی : /bˈaq1al/ تلفظ :‌ [b'aq1al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • بغل خواب
  • بغل خوابی
  • بغل دم
  • بغل کردن
  • بغل گرفتن
  • بغل کش
  • بغل زیدن
  • بغل گیری
  • بغل دوز علیا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بغل . [ ب َ ] (ع مص ) هجین و بدنژاد گردانیدن اولاد کسی را. (از ناظم الاطباء). هجین گردانیدن اولاد کسان را. (منتهی الارب ).

بغل . [ ب َ ] (اِخ ) نام یهودیی بود ضرابی ، و درهم بغلی که در کتب فقهی مرقوم است او زده بوده است و او را رأس البغلی میگفته اند. (برهان ). رأس البغل نام ضرابی است از عجم که درهم شرعی را سکه زد بنابراین آنرا درهم بغلی گویند. (آنندراج )...

فرهنگ عمید

استر؛ قاطر.

۱. پهلو؛ کنار.
۲. آغوش؛ بر.
⟨ بغل زدن: (مصدر متعدی)
۱. بغل گرفتن.
۲. کسی را دودستی در آغوش کشیدن.
⟨ بغل کردن: (مصدر متعدی) کسی را در آغوش گرفتن.
⟨ بغل گشودن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. آغوش باز کردن.
۲. دست‌ها را از هم باز کردن برای در آغوش کشیدن کسی.

استر، قاطر.۱. پهلو، کنار.۲. آغوش، بر.* بغل زدن: (مصدر متعدی )۱. بغل گرفتن...

فرهنگ معین

(بَ) [ ع . ] ( اِ.) استر، قاطر. ج . بغال .

(بَ غَ) ( اِ.) 1 - پهلو، کنار. 2 - جانب ، طرف .

(بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) استر، قاطر. ج . بغال .
(بَ غَ ) ( اِ. ) ۱ - پهلو، کنار. ۲ - جانب ، طرف .

دانشنامه آزاد فارسی

بَغَل (fathom)
در دریانوردی و حمل الوار، یکای اندازه گیری عمق، برابر۱.۸۳ متر یا ۶ فوت. این یکا تقریباً برابر فاصلۀ بین دو دست گشودۀ مردی بالغ است.
wikijoo: بغل

فرهنگ فارسی

تنگ

پهلو، آغوش، کنار، بر، استر، قاطر
نزدیک تنگ : ( تیک و تاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا میدهد . ) ( صادق هدایت )

گویش مازنی

تابر

نزدیک

/baghal/ تابر

مترادف و متضاد

نزدیک

جانب، سمت، طرف

آغوش، بر، پهلو، جفت، کنار

۱. آغوش، بر، پهلو، جفت، کنار
۲. جانب، سمت، طرف
۳. نزدیک
۴. تنگ

sheaf (اسم)یک بسته، بغل، دسته، بافه، دسته یا بافه گندم، دسته گل یا گیاهarmpit (اسم)زیر بغل، بغلbosom (اسم)بر، بغل، سینه، پیش سینهoxter (اسم)بغل...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اَستر، قاطر، بمعنای حیوانی عقیم که از جفتگیری الاغ نر با مادیان به وجود می آیداَستر ، قاطر ، بمعنای حیوانی عقیم که از جفتگیری الاغ نر با مادیان به وجود می آید.استر در زبان عربیمعادل عربی آن بَغْل است که در اصل غیر عربی و حبشی دانسته شده واژه بغل در قرآندر قرآن یک بار به صورت جمع (بِغال) آمده است ، افزون بر آن برخی مباحث دیگر در برخی تفاسیر و کتب لغت ذیل واژه اَنعام و نیز دابّة در ارتباط...

فرهنگ فارسی ساره

نزدیک

واژه نامه بختیاریکا

( بِغَل ) ناحیه یا زمینی با شیب تند؛ سینه کوه
تندل

کلمات مرتبط

  • بغل خواب
  • بغل خوابی
  • بغل دم
  • بغل کردن
  • بغل گرفتن
  • بغل کش
  • بغل زیدن
  • بغل گیری
  • بغل دوز علیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات