Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بطحاء

تلفظ بین المللی : /betahˈɑ/ تلفظ :‌ [betah'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه اسلامی
  • شهر بطحاء
  • قمر البطحاء
  • وادی بطحاء
  • بطحایی احمد
  • ابن بطحا
  • بحاء
  • بدحاء
  • برحاء
  • بطاء
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بطحاء. [ ب َ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک ذی قار. (از معجم البلدان ).

بطحاء. [ ب َ ] (اِخ ) ناحیه ای از ولایت بصره . (قاموس الاعلام ترکی ج 2).

بطحاء.[ ب َ ] (اِخ ) نام قدیم مدینه ٔ منوره است . (قاموس الاعلام ترکی ج 2). رجوع به مدینه ، و معجم البلدان شود....

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - رود بزرگ ، رود وسیع . ۲ - مجرای وسیع آب . ج . بطاح ، بطائح .

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَطْحاء، نام چند منطقه در سرزمین های اسلامی می باشد. این واژه در لغت به معنی اعماق دره ، مسیل آکنده از سنگ ریزه و زمین فراخ آمده است . و مناطقی چند به این نام خوانده شده که از آن جمله است .وادی بطحاء، در یک فرسخی مکه که در منابع موجود از آن به ابطح ، خَیْف بنی کنانه و نیز مُحَصَّب یاد کرده اند. این وادی میان مکه و منی واقع بوده ، و از یک سو به کوه عیره و از سوی دیگر به کوه حجون منتهی می...

کلمات مرتبط

  • شهر بطحاء
  • قمر البطحاء
  • وادی بطحاء
  • بطحایی احمد
  • ابن بطحا
  • بحاء
  • بدحاء
  • برحاء
  • بطاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات