بشقاب. [ ب ُ ] ( ترکی ، اِ ) پشقاب. ( از غیاث ) ( آنندراج ). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). ظرف پخ که در آن چلو یا پنیر و سبزی و امثال آن گذارند. لب تخت.
فرهنگ عمید
ظرف چینی، لعابی، یا فلزی پهن و مدور که در آن غذا می خورند، دوری، پیش دستی.
فرهنگ معین
(بُ ) ( اِ. ) ظرف غذاخوری معمولاً گرد، کمابیش مسطح و لبه دار یا دارای شیبی اندک به طرف داخل .
دانشنامه آزاد فارسی
12266700-1.jpg12266700-2.jpgبُشقابظرف مخصوص غذاخوردن، معمولاً گِرد و پهن، پخ، و با گودی کم. دیوارۀ بشقاب بسیار کوتاه، لبه اش به خارج برگشته و کف آن اغلب مدور است. در این ظرف غالباً غذاهایی از قبیل چلو، پنیر، سبزی و جز آن گذارده و صرف می شود. بشقاب ها از گذشته تاکنون معمولاً از سفال، شیشه، چینی، فلزات یا جنس های دیگر ساخته می شوند و نقوش، طرح ها، اندازه ها و رنگ های مختلف دارند. استفاده از این گونه...
فرهنگ فارسی
ظرف لعابی یافلزی پهن ومدورکه در آن غذامیخورند ( اسم ) ظرف غذا خوری پهن و گرد و کم عمق سکر سکرچه . یا بشقاب گود . بشقابی که برای خوردن غذاهایی مانند سوپ بکار رود.
دانشنامه عمومی
بُشقاب، پیشقاب(در فارسی افغانستان)، تابک، لب تخت یا دوری ظرفی معمولاً دایره شکل، کم عمق، دارای کف صاف و پهن است. بشقاب به منظور صرف غذا (و گاهی با هدف تشریفاتی و تزئینی) به کار می رود.واژه قاب ریشه ایرانی سغدی دارد و به معنی ظرف است. در مورد واژه بُش، هنوز هیچ منبع آکادمیکی دربارهٔ ریشه این واژه اظهار نظر نکرده است. نظر عامه براین است که این واژه ترکی است و به معنی خالی است، البته چنین ساختی در هی...