بشری . [ ب ِ ] (اِخ ) ابوعمرو بشری . محدث بود. (منتهی الارب ).
بشری . [ ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بشر که نام کسی بوده است . (سمعانی ).
بشری . [ ب ِ ] (اِخ ) احمد بشری بن محمدبن احمد. محدث بود. (منتهی الارب ).
بَ شَ رِ انسانی bashari
(تلفظ: bošrā) (بشرا) (عربی) بشارت ، مژده ، مژدگانی؛ از واژههای قرآنی (یونس : 64) .