کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بسمل-شدن | کلماتور
معانی کلمه : بسمل شدن
تلفظ بین المللی :
/besˈaml ʃˈodan/
تلفظ :
[bes'aml S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طریق بسمل شدن
بسمل
بسمل شیرازی علی اکبر
بسمل کابلی محمدانور
بسمل کردن
بسمل لاهی
بسمل اصفهانی
بسمل بدخشانی
بسمل دامغانی ش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بسمل شدن. [ ب ِ م ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ذبح شدن. کشته شدن :
بسمل خنجر اخلاص شو ار میخواهی
که بتیغ ملک الموت نگردی مردار.
مولانا قطب عتیقی.
فرهنگ فارسی
ذبح شدن . کشته شدن .
کلمات مرتبط
طریق بسمل شدن
بسمل
بسمل شیرازی علی اکبر
بسمل کابلی محمدانور
بسمل کردن
بسمل لاهی
بسمل اصفهانی
بسمل بدخشانی
بسمل دامغانی ش
نظرات