کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بسر-باری | کلماتور
معانی کلمه : بسر باری
تلفظ بین المللی :
/bˈesar bˈɑri/
تلفظ :
[b'esaR b'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
باری بهر جهت
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری روی یا بر کسی گذاشتن یا نهادن
باری بهر جهت کردن
مستطیلی بس باریک
البر باریه
فهرست کشورها بر پایه تولید باریتین
خانه بر بادی
بابی بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بسر باری. [ب ِ س َ ] ( ص مرکب ) حمل شده به روی سر و به روی بار. ( ناظم الاطباء ). باری که بر سر بود. ( مؤید الفضلاء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) حمل شد. روی سر و روی بار.
کلمات مرتبط
باری بهر جهت
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری روی یا بر کسی گذاشتن یا نهادن
باری بهر جهت کردن
مستطیلی بس باریک
البر باریه
فهرست کشورها بر پایه تولید باریتین
خانه بر بادی
بابی بر
نظرات