بستگی. [ ب َ ت َ ] ( حامص ) ارتباط و پیوستگی. ( ناظم الاطباء ). رابطه. ربط : همی دیر شد سوده آن بستگی سبک شد دل بسته ز آهستگی.فردوسی.این کار بآن بستگی دارد. این دو امر بهم بستگی دارد. || تعلق و نسبت : فلان با من بستگی دارد. ( فرهنگ نظام ). خویشی. قرابت اعم ازنسبی و سببی. انتساب ، وابستگی. خویشاوندی. || رابطه ( در اصطلاح حساب ) . ( واژه های نو فرهنگستان ایران ). || حب.علاقه. دوستی. علقه. عقد. بند. ...
(بَ تِ ) (حامص . ) ۱ - رابطه ، ارتباط ، پیوستگی . ۲ - استواری و استحکام . ۳ - عقد، بند، علاقه .
فرهنگ فارسی
۱- رابطه ارتباط پیوستگی. ۲- قرابت خویشاوندی نسبت : ( فلان با من بستگی دارد . ) ۳- بند شدگی مضبوط شدگی . ۴- بند و بست عضو شکسته . ۵- استواری و استحکام . ۶- عقد بند علاقه . ۷- لکنت و گرفتگی زبان . ۸- قبض . ۹- سکر طبع . یا بستگی سخن . لکنت زبان . یا بستگی فرج . بکارت .