بستگان. [ ب َ ت َ ] ( اِ ) ج ِ بسته : گو پیلتن نیز پیمان ببست که آن بستگانرا گشاید دو دست.فردوسی.پس آن بستگانرا کشیدند خواربجان خواستند آنگهی زینهار.فردوسی.چو قادر شدی خیره را ریزخون مزن دشنه بر بستگان زبون.امیرخسرو. || زندانیان. محجوران :هم به در تو آمدم از تو که خصم و حاکمی چاره پای بستگان نیست بجز فروتنی.سعدی ( غزلیات ).|| متعلقان و منسوبان نزدیک شخص : عدد بستگان من به ده میرسد. ( فرهنگ نظام )....
فرهنگ فارسی
ج بسته ٠
دانشنامه عمومی
بستگان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بستگان (بشاگرد)بستگان (سمیرم)wiki: بستگان بستگان (بشاگرد). بستگان (جاسک)، روستایی از توابع بخش بشاگرد شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.این روستا در دهستان جکدان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۵خانوار) بوده است.wiki: بستگان (بشاگرد) بستگان (سمیرم). بستگان (سمیرم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرست...