کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بستره-کردن | کلماتور
معانی کلمه : بستره کردن
تلفظ بین المللی :
/besˈotrah kˈardan/
تلفظ :
[bes'otRah k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بسته بندی کردن
بسته کردن
بستری کردن
در بیمارستان بستری کردن
غیر بسته ای کردن
باتری روی کربن
بستره
پروتئین بستره
کالینووکا بستره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بستره کردن. [ ب ِ ت ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن با استره : شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
فرهنگ فارسی
تراشیدن با استره : شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن ٠
کلمات مرتبط
بسته بندی کردن
بسته کردن
بستری کردن
در بیمارستان بستری کردن
غیر بسته ای کردن
باتری روی کربن
بستره
پروتئین بستره
کالینووکا بستره
نظرات