بست . [ ب ُ ] (اِخ ) از توابع بادغیس است . رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 153.
۱. بستان؛ باغ.
۲. [قدیمی] گلزار.
(بُ) ( اِ.) 1 - گلزار. 2 - جایی که میوه های خوشبو در آن روید. 3 - محور سنگ آسیا. 4 - گندم بریان .
(زابلی) (best) ایست! وایستا.
فعل اسنادی را گوییم. نمونه:نهاد و گزارا و بست همان مسند و مسندالیه و فعل اسنادی هستند.
۱پرچین – حصار دور زمین ۲جای امن
۱به خاطر از برای ۲می بایست – باید
تکیه ای: darešbast
طاری: darešbas(s)
طامه ای: dareybas(s)
طرقی: derešbas(s)
کشه ای: derešbas(s)
نطنزی: darešbas(s)
اسم
تحصن
مسدود
محور سنگ آسیا
ششنخود تریاک
تحصنگاه، بستگاه
بند، قید، چفت، سد
باغ، گلزار، میوهزار
عقده، گره، گیره، گیر
گندم برشته، گندم بریان
پشته، زمین ناهموار، گریوه
۱. باغ، گلزار، میوهزار
۲. پشته، زمین ناهموار، گریوه
۳. محور سنگ آسیا
۴. گندم برشته، گندم بریان