بسبب. [ ب ِ س َ ب َ ] ( حرف اضافه مرکب ) بجهت و بدلیل. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سبب شود.
فرهنگ فارسی
بجهت بدلیل .
مترادف و متضاد
due to(حرف اضافه)
سبب، بسبب، بعلت
becauthorse of(حرف اضافه)
بواسطه، بسبب
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَّمَاءِ: آسمان - سقف - سمت بالا (سماء به معنای سمت بالا است . در عبارت "فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَی ﭐلسَّمَاءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ " یعنی :باید طنابی از سقف [خانه اش] بیاویزد، سپس خود را حلق آویز کند)معنی لْیَمْدُدْ: مدد کند - بکشد (در اصل "لِیَمْدُدْ"(صیغه امر غائب بوده )که با اضافه شدن واو یا فا برای سهولت لام ساکن شده است .کلمه مد و امداد به یک معنا است ، لیکن امداد بیشتر در مح...