Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزرگی

تلفظ بین المللی : /bozˈorɡi/ تلفظ :‌ [boz'oRgi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • بزرگی جعفر
  • بزرگی طبع
  • بزرگی عظمت و شان و اقتدار
  • بزرگی برگرده
  • بزرگی در مقیاس ریشتر بزرگی ریشتر
  • بزرگی ریشتر
  • بزرگی زمین لرزه
  • بزرگی غدۀ فوق کلیوی
  • بزرگی محلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بزرگی . [ ب ُ زُ ] (اِخ ) بانوی شاعری که اصلش از کشمیر است و در عهد جهانگیر پادشاه ، ترک پیشه ٔ خود کرد و در گوشه ٔ قناعت خزید. روزی چهار تن شاعر بدیدن او رفتند بار ندادو در همان حال پسربچه ای عرب که خالی از تعشق نبود اجازه ٔ ملاقات یافت و این حال بر شاعران مذکور گران آمد و رباعی زیر را نوشته برایش فرستادند : ای شیوه ٔ کفر و دین بهم ساخته ای غم را بوجود خود عدم ساخته ای آثار بزرگی ز جبینت پیداست گ...

فرهنگ عمید

۱. بزرگ بودن.
۲. سروری.
۳. [قدیمی] توانایی.
۴. شوکت.

دانشنامه آزاد فارسی

بُزرگی (magnitude)
اندازه یا طول بردار، صرف نظر از جهت آن. این اصطلاح ممکن است به قدر مطلق یک عدد، یعنی مقدار آن عدد صرف نظر از علامتش، نیز اطلاق شود.
wikijoo: بزرگی

فرهنگ فارسی

۱- کلانی عظمت مقابل کوچکی . ۲- فراخی پهنایی وسعت مقابل تنگی کوچکی . ۳- عظمت جثه کوه پیکری . ۴- تواناییقوت مقابل ضعف - ۵- شرافت نجابت . ۶- شان شوکت . ۷- سروری سری ریاست . ۸- بلوغ رشد . ۹- ارشدیت ( اولاد ) ۱٠- مرشدی ولایت .
بانوی شاعری که اصلش از کشمیر است و در عهد جهانگیر پادشاه ترک پیشه خود کرد و در گوشه قناعت خزید .

دانشنامه عمومی

شکوه

بزرگی می تواند به موارد زیر اشاره کند:جعفر بزرگی، خواننده و بازیگر سینما و تلویزیون ایرانقدرت الله بزرگی، کارگردان ایرانیwiki: آمریش پوری ، پارش راوال ایفای نقش کرده اند.۲۳ مه ۱۹۹۷ (۱۹۹۷-05-۲۳)wiki: بزرگی (فیلم ۱۹۹۷)...

مترادف و متضاد

بلوغ، رشد

فراخی، کلانی، وسعت

احتشام، بزرگواری، بلندمرتبگی، عظمت، علو، مجد، نبل، نجابت، والایی ≠ خردی، کوچکی

۱. احتشام، بزرگواری، بلندمرتبگی، عظمت، علو، مجد، نبل، نجابت، والایی
۲. بلوغ، رشد
۳. فراخی، کلانی، وسعت ≠ خردی، کوچکی

amplitude (اسم)فراوانی، کمال، انباشتگی، درشتی، فراخی، دامنه، نوسان، میدان نوسان، بزرگی، میدان، استعداد، فاصلهء زیاد، فضا داریenlargement (ا...

فرهنگ فارسی ساره

شکوه

واژه نامه بختیاریکا

رُت

کلمات مرتبط

  • بزرگی جعفر
  • بزرگی طبع
  • بزرگی عظمت و شان و اقتدار
  • بزرگی برگرده
  • بزرگی در مقیاس ریشتر بزرگی ریشتر
  • بزرگی ریشتر
  • بزرگی زمین لرزه
  • بزرگی غدۀ فوق کلیوی
  • بزرگی محلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات