Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزرگ تن

تلفظ بین المللی : /bozˈorɡ tˈan/ تلفظ :‌ [boz'oRg t'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • تن بزرگ
  • تن شویان بزرگ
  • تنب بزرگ
  • نهنگ بزرگ بالۀ تنومند
  • اندیس تنب بزرگ
  • اندیس تنب بزرگ 1
  • بزرگ زبان تنومند
  • بزرگ کردن الت تناسلی
  • تندیس بزرگ زاده اشکانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزرگ تن. [ ب ُ زُت َ ] ( ص مرکب ) جسیم. سمین. عظیم الجثه. ( ناظم الاطباء ): اضخم ؛ بزرگ تن از هر چیزی. ( یادداشت بخط دهخدا ).

فرهنگ عمید

۱. آن که تن بزرگ دارد، بزرگ جثه، عظیم الجثه، تناور.
۲. فربه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه تن وی بزرگ باشد جسیم عظیم الجثه بزرگ جثه . ۲- سمین فربه.
جسیم سمین .

کلمات مرتبط

  • تن بزرگ
  • تن شویان بزرگ
  • تنب بزرگ
  • نهنگ بزرگ بالۀ تنومند
  • اندیس تنب بزرگ
  • اندیس تنب بزرگ 1
  • بزرگ زبان تنومند
  • بزرگ کردن الت تناسلی
  • تندیس بزرگ زاده اشکانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات