معانی کلمه : بزبان
لغت نامه دهخدا
بزبان. [ ب ُ ] ( ص مرکب ، اِمرکب ) محافظ بز. نگهبان بز. || ( اِخ ) عیوق را بزبان خوانند. ( از التفهیم از یادداشت دهخدا ). || نام محله ای به مرو. ( یادداشت دهخدا ).
دانشنامه آزاد فارسی
بُزبان
رجوع شود به:عیوق
رجوع شود به:عیوق
wikijoo: بزبان
فرهنگ فارسی
محافظ بز نگهبان بز .
