Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بری

تلفظ بین المللی : /bˈari/ تلفظ :‌ [b'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بری اسپرنگر
  • بری بری
  • بری تامس
  • بری جان ولف
  • بری جی ام
  • بری جیمز
  • بری دیوید
  • بری شهر
  • بری فیلیپ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بری . [ ب َرْی ْ ] (اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ).

بری . [ ب ُ را ] (ع اِ) ج ِ بُرة. (منتهی الارب ). رجوع به برة شود.

بری . [ ب َ را ] (ع اِ) خاک . (منتهی الارب ). خاک روی زمین . (دهار). تراب . (اقرب الموارد).

بری . [ ب ِرْ ری ] (ص نسبی ) منسوب به بِرّ، و تأنیث آن ب...

فرهنگ عمید

۱. مربوط به بَرّ؛ بیابانی.
۲. [مقابلِ بحری] ساکن خشکی: جانوران بری.

۱. بی‌گناه؛ پاک از گناه.
۲. بیزار؛ دوری گزیننده.
۳. برکنار؛ دور.

۱. بی گناه، پاک از گناه.
۲. بیزار، دوری گزیننده.
۳. برکنار، دور.
۱. مربوط به بَرّ، بیابانی.
۲. [مقابلِ بحری] ساکن خشکی: جانوران بری.

فرهنگ معین

(بَ رِّ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) بیابانی ، دشتی .

(بَ) [ ع . بری ء. ] (ص .) بی گناه ، مبرا، پاک . مق . گناهکار.

(بَ ) [ ع . بری ء. ] (ص . ) بی گناه ، مبرا، پاک . مق . گناهکار.
(بَ رِّ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) بیابانی ، دشتی .

دانشنامه آزاد فارسی

بُرِی (Burray)یکی از جزایر اورکنی، در اسکاتلند، به طول ۴ و عرض ۳ کیلومتر، با ۴۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۱). بین رونالدزی جنوبی و مین لند واقع شده است و این سه جزیره با فرازراه اورکنی (یا حصار چرچیل) به یکدیگر متصل شده اند؛ این فراز راه در جنگ جهانی دوم ساخته شد. کشاورزی مهم ترین فعالیت جزیره نشینان است. در ۱۹۴۳ اسیران جنگی ایتالیایی کلیسایی در لِمبهوم، که جزیره ای در فراز راه مزبور بین بُری و مین لند است، ...

فرهنگ فارسی

۱-( مصدر ) به شدن نیک شدن شفا یافتن از مرض . ۲- ( اسم ) بهی بهبود .
بروئ .
بربیابان ، صحراو بیابانی، شفایافتن از مرض، برطرف شدن بیماری، آفریدن، خلق کردن، از عدم بوجود آمدن
( صفت ) منسوب به بر
منسوب به بر به معنی گندم .

دانشنامه عمومی

بَری، بِری، برِی، یا بری به موارد زیر اشاره دارد:برائتاصل برائتتبرّیwiki: کمدی سیاه ساخته الک برگ و بیل هیدر است که از ۲۵ مارس ۲۰۱۸ از شبکه اچ بی او پخش شد. نقش اصلی مجموعه هیدر است که در نقش یک آدم کش از غرب میانه ظاهر می شود. او به لس آنجلس سفر می کند تا کسی را بکشد و اتفاقی به گروهی هنری می پیوندد. در ۱۲ آوریل ۲۰۱۸ اچ بی او مجموعه را برای فصل دوم تمدید کرد. این مجموعه نقدهای مثبتی دریافت کرده و...

گویش مازنی

بره

بابی

از انواع قرقی

چوبی بلند که با آن آتش تنور یا اجاق را به هم می زنند

/beri/ بره & بابی & چوبی بلند که با آن آتش تنور یا اجاق را به هم می زنند & از انواع قرقی

مترادف و متضاد

بره

مصون

بی‌گناه، پاک، مبرا

بیزار، منزجر، متنفر

تهی، دور، عاری، محترز

ارضی، خاکی، زمینی ≠ بحری

۱. ارضی، خاکی، زمینی ≠ بحری
۲. بیابانی

۱. بیزار، منزجر، متنفر
۲. تهی، دور، عاری، محترز،
۳. مصون
۴. بیگناه، پاک، مبرا

واژه نامه بختیاریکا

( بُری ) بُر
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) بساک؛ ( ط ) مِیوند

کلمات مرتبط

  • بری اسپرنگر
  • بری بری
  • بری تامس
  • بری جان ولف
  • بری جی ام
  • بری جیمز
  • بری دیوید
  • بری شهر
  • بری فیلیپ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات