کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برگشتگی | کلماتور
معانی کلمه : برگشتگی
تلفظ بین المللی :
/bˌarɡaʃtˈeɡi/
تلفظ :
[b,aRgaSt'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
برگشتگی از دین
برگشتگی بعقب
برگشتگی به بیرون
توی خود برگشتگی
طبع برگشتگی
امیزش برگشتی
سنتز برگشتی
کرایۀ برگشتی
لجن فعال برگشتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
برگشتگی. [ ب َ گ َ ت َ/ ت ِ ] ( حامص مرکب ) وضع و حالت برگشته. ( فرهنگ فارسی معین ). بازگردیدگی. وارونی. واژگونی. انقلاب. برتافتگی. ( یادداشت دهخدا ). تغییر و واژگونی. ( ناظم الاطباء ). زُؤاب. ( از منتهی الارب ). حِوَل. ( از دهار ): کَمَد، کُمَدة؛ برگشتگی رنگ. ( از منتهی الارب ). || خمیدگی : عطف ؛ برگشتگی دم تیغ. برگشتگی دم شمشیرو بیل و غیره. شَتَر؛ برگشتگی بام چشم. قَلب ؛ برگشتگی لب. کَشَف ؛ برگ...
فرهنگ عمید
۱. وضع و حالت برگشته.
۲. واژگونی.
فرهنگ فارسی
وضع و حالت برگشته
فرایندی آوایی که در طی آن نوک زبان در پشت برآمدگی لثه قرار میگیرد و به سمت سختکام برمیگردد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
deviance (اسم)انحراف، سقم، برگشتگی، رفتار منحرف، کج رفتاریturnover (اسم)تعویض، برگشت، انتقال، محصول، برگشتگی، بازده، تغییر و تبدیل، عملکرد، حجم معاملات، قطاب، عایدی فعالیت، واژگون شدگیdeviancy (اسم)انحراف، برگشتگی، رفتار منحرف، کج رفتاریinvert (اسم)انحراف، برگشتگی، برگردانی، سوء تعبیر، قلب عبارتrecrudescence (اسم)تجدید، عود، برگشت، برگشتگی، ظهور مجدد، عود مرضretroflection (اسم)برگشتگیretroflexion ...
فرهنگستان زبان و ادب
{retroflexion} [زبان شناسی] فرایندی آوایی که در طی آن نوک زبان در پشت برآمدگی لثه قرار می گیرد و به سمت سخت کام برمی گردد
کلمات مرتبط
برگشتگی از دین
برگشتگی بعقب
برگشتگی به بیرون
توی خود برگشتگی
طبع برگشتگی
امیزش برگشتی
سنتز برگشتی
کرایۀ برگشتی
لجن فعال برگشتی
نظرات