Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بروی

تلفظ بین المللی : /berˈavi/ تلفظ :‌ [beR'avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی
  • بروی ابه هانری
  • بروی فرانسواز ماری دو
  • بروی لویی
  • بروی موریس دو
  • بروی ویکتور
  • بروی ویکتور فرانسواز دو
  • بروی ژاک
  • بروی امیر
  • روی بروی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

بروی . [ ب َ / ب ُ ] (اِ) ابروی . ابرو. برو. حاجب . و رجوع به برو و ابرو شود : سوی حجره ٔ خویش رفت آرزوی ز مهمان بیگانه پرچین بروی . فردوسی .همه زرد گشتند و پرچین بروی کسی جنگ دیوان نکرد آرزوی . فردوسی .همه دل پر از کین وپرچین بروی جز از جنگ شان نیست چیز آرزوی . فردوسی .نبودش ز قیدافه چین بر بروی نه برداشت هرگز دل رای اوی .فردوسی ....

فرهنگ فارسی

براو .

گویش اصفهانی

تکیه ای: beše
طاری: beše
طامه ای: boše
طرقی: beše
کشه ای: beše
نطنزی: baše


کلمات مرتبط

  • بروی ابه هانری
  • بروی فرانسواز ماری دو
  • بروی لویی
  • بروی موریس دو
  • بروی ویکتور
  • بروی ویکتور فرانسواز دو
  • بروی ژاک
  • بروی امیر
  • روی بروی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات