Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برون

تلفظ بین المللی : /bˈorun/ تلفظ :‌ [b'oRun]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بَرُون
  • بُرون
  • برون بوم
  • برون رانی
  • برون زاد
  • برون زیست شناسی
  • برون سپهر
  • برون شست
  • برون نت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

برون . [ ب ُ ] (اِ) مطلق حلقه عموماً، و حلقه ٔ بینی شتر خصوصاً. (از برهان ).

برون . [ ب َرْ رو ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند، گوسفندی و بزی که پیشاپیش گله راه رود. (از برهان ). نهاز. || بز کوهی . (برهان ).

برون . [ ب ُ ] (اِخ ) مرکز دهستان بخش حومه ٔ شهرستان فردوس . سکنه ٔ آن 325 تن است . آب آن از قنات و محصول...

فرهنگ عمید

بیرون#NAME?

= بیرون

فرهنگ معین

( ~.) ( اِ.) بیرون ، خارج .

(بُ) (حر اض .) برای ، به جهت .

( ~. ) ( اِ. ) بیرون ، خارج .
(بُ ) (حر اض . ) برای ، به جهت .

فرهنگ فارسی

برای، بجهت، برای تو، بجهت تو، بیرون، مقابل درون
برای بجهت : برون تو . توضیح لازم الاضافه است .
مرکز دهستان بخش حومه شهرستان فردوس .

دانشنامه عمومی

بُروْن:(borwn) در گویش گنابادی یعنی دشت پر خار ، جایی که زیاد خار در آنجا میروید و مستعد رویش خار است. نام یکی از روستاهای گناباد

برون می تواند به یکی از موارد زیر اشاره کند:برون (فرانسه)، یک کامین در فرانسه در شهرستان رونبرون (فردوس)، مرکز دهستان برون از توابع بخش مرکزی شهرستان فردوس در استان خراسان جنوبی ایرانطایفه برون، طایفه ای از شاخه چهارلنگ ایل بختیاری، از باب کیان ارثیwiki: گویش تونی...

مترادف و متضاد

بیرون، خارج ≠ درون

۱. بیرون، خارج ≠ درون
۲. ظاهر، برونه ≠ باطن، درونه
۳. مستثنا

outside (قید)
بیرون، خارج از، برون، دست بالا

without (قید)
بیرون، بیرون از، برون، بطرف خارج، انطرف، از بیرون

واژه نامه بختیاریکا

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( شاخه ) ( ط ) کیانرسی شامل تیره های هزاروند؛ عباسوند؛ لُر؛ گراوند؛ تدوی؛ گلاویوند؛ پادراز؛ قره باغی؛ سلیمو وند...

کلمات مرتبط

  • بَرُون
  • بُرون
  • برون بوم
  • برون رانی
  • برون زاد
  • برون زیست شناسی
  • برون سپهر
  • برون شست
  • برون نت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات