بروق . [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بَرق . (منتهی الارب ). رجوع به برق شود.
بروق . [ ب َ ] (ع ص ) بارق . مبرق : ناقة بروق ؛ ناقه که دم بلند کند که آبستنی نماید و آبستن نباشد. (از منتهی الارب ). و رجوع به بارق و مبرق شود.
برق#NAME?