برهنة. [ ب َ هََ ن َ ] (ع مص ) حجت قائم کردن . (از منتهی الارب ). برهان اقامه کردن . (ناظم الاطباء). برهان آوردن . (از اقرب الموارد). دلیل آوردن .
پتی، عاری، عریان، عور، لاج، لخت، نامستور ≠ پوشیده، مستور
۱. پتی، عاری، عریان، عور، لاج، لخت، نامستور ≠ پوشیده، مستور
۲. فقیر، مستمند، بینوا، تنگدست