Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برنجاسف

تلفظ بین المللی : /barnadʒˈɑsf/ تلفظ :‌ [baRnadZ'Asf]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • برنجاسف کوهی
  • برنجاسف الاسکایی
  • برنجاسف الوشن
  • برنجاسف جنوبی
  • برنجاسف خاکستری
  • برنجاسف درختی
  • برنجاسف دوساله
  • برنجاسف ریجیدا
  • برنجاسف سفید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

برنجاسف. [ ب ِ رِ س َ ] ( معرب ، اِ ) معرب برنجاسپ که گیاه بوی مادران باشد. ( از برهان ). حبق الراعی. ( از منتهی الارب ). قیصوم است و از اسفرمهاست. ( ذخیره خوارزمشاهی : قراباذین ). به عربی قیصوم و به فارسی برتراسک و بوی مادران که قسمی از افسنتین است و به هندی گنده مار است. ( از الفاظالادویة ). نباتی است ساق دار قریب به ذرعی و شاخه های او باریک و برگش ریزه و گلش مثل شبت چتردار و زرد و سفید و مایل ب...

فرهنگ عمید

گیاهی خودرو با ساقۀ راست و سفید و برگ های بریدۀ سبز و قزمز که مصرف دارویی دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

بِرِنْجاسَفنامی قدیمی برای چند گونه گیاه دارویی از جنس آرتمیزیا و جنس هایی نزدیک به آن متعلق به تیرۀ مرکبان. برنجاسف یا بلنجاسف معرّب «برنج اسپ/اسبِ» فارسی است. برای این گیاه و یا گیاهان نزدیک به آن در برخی منابع طب قدیم واژه های اَرْطامیسیا، شَواصِراء، مِشک الجِنّ، قَیْصوم و اسامی دیگری آمده است. پزشکان یونانی و اسلامی از پیش از میلاد مسیح تاکنون برای این گیاه و گیاهان نزدیک به آن، خواص دارویی فر...

فرهنگ فارسی

( اسم ) برنجاسپ
معرب برنجاسپ که گیاه بوی مادران باشد حبق الراعی .

دانشنامه عمومی

بـِرِنجاسپ گیاهی است از جنس درمنه ها.کتاب «گیاهان دارویی» نوشته ژان ولاک و ژیری استودولا - ترجمه ساعد زمان - انتشارات ققنوسلغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ برنجاسف.برنجاسپ در خرابه ها و کنار جاده ها و دشت های سایه دار می روید. نام های دیگر آن در فارسی برتراسک و بومادران است.گیاهی است پربو و طبع آن گرم است. گلچه های آن زردرنگ اند. این گیاه بومی مناطق معتدل آسیا، اروپا و شمال آفریقا است.مصرف آن به عنوان دارو...

مترادف و متضاد

sagebrush (اسم)
درمنه، برنجاسف

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بِرِنْجاسَف (به فتح یا کسر سین)، نامی قدیمی برای چند نوع گیاه از جنسِ آرتمیزیا و جنس هایی نزدیک به آن (خانواده مرکّبان)، که پیشینیان خواصی درمانی برای آن ها ذکر کرده اند.برنجاسف (نیز به صورتِ بلنجاسف در بعض منابع) معرّبِ «برنجِ اَسْپ /اَسْبِ» فارسی است برنجاسف در مآخذ قدیم دوره اسلامینامهای دیگری که در بعض مآخذ قدیم دوره اسلامی برای برنجاسف یا گونه های نزدیک به آن یافت می شود اینهاست:اَ...

کلمات مرتبط

  • برنجاسف کوهی
  • برنجاسف الاسکایی
  • برنجاسف الوشن
  • برنجاسف جنوبی
  • برنجاسف خاکستری
  • برنجاسف درختی
  • برنجاسف دوساله
  • برنجاسف ریجیدا
  • برنجاسف سفید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات