برنامه . [ ب َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) (از: بر، پیشوند + نامه ) به معنی سرنامه ، یعنی آنچه بر سر کتابتها و نامه ها نویسند و به عربی القاب و عنوان گویند.(برهان ) (آنندراج ). برنامج و برنامجه معرب آنست . (از آنندراج ). عنوان و لقب و دیباچه و آنچه بر سر کتاب و یا نامه نویسند. (ناظم الاطباء). بندنامه . سحا. لقب . سجاغ . پاشنامه . پاچنامه . پاژنامه . ورنامه . || ترتیب کتاب از ابواب و مباحث و فصول ، و آن...
فرهنگ عمید
۱. مجموعه ای از کارهایی با طرح مشخص که در زمان خاصی انجام می شود، دستور کار، پرگرام. ۲. بخش های پخش شده از تلویزیون، رادیو، نمایش، و مانندِ آن. ۳. جدولی برای انجام بعضی کارها: برنامهٴ مسابقات. ۴. دستورالعمل داده شده به رایانه. ۵. [قدیمی] آنچه در ابتدای نامه یا کتاب نوشته می شد، عنوان، دیباچه.
فرهنگ معین
(بَ مِ ) (اِمر. ) ۱ - عنوان . ۲ - دستور کار یک مجلس ، خطابه ، جشن . ۳ - آن چه که از رادیو، تلویزیون و سینما پخش می شود. ۴ - مجموعه کارهایی که به هدف مشخصی ختم شود.
دانشنامه آزاد فارسی
برنامه (رایانه)(program) سری ترتیبی از دستورالعمل هاکه توسط رایانه اجرا می شوند. این واژه ممکن است به متن منبع اصلی یا به نسخه قابل اجرا اشاره کند.
( سازمان ) دولت ایران به منظور ارتقائ بهداشت فرهنگ و ایجاد وسایل کار و افزایش در آمد عمومی در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ ه. ش . لایحه قانونی برنامه هفت ساله اول را به مجلس تقدیم کرد و آن در ۲۶ بهمن به تصویب رسید . قانون مذکور شامل ۶ فصل : کشاورزی صنایع معادن ارتباطات و تلگراف نفت و اصلاحات اجتماعی و شهری بود اعتبار کل فصول شش گانه بالغ بر ۲۱٠٠٠٠٠٠٠٠ ریال بر آورد شد . برای اجرای این قا...
دانشنامه عمومی
برنامه، به معنی مجموعه ای از فعالیت های ساختار یافته و نظام مند در راستای رسیدن به هدف معینی، ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:برنامه (رایانه)برنامه تلویزیونیبرنامه رادیوییwiki: رایانه ای مجموعه ای از دستورالعمل ها است که رایانه برای انجام یک کار مشخّص آن را اجرا می کند. رایانهٔ برای انجام کارهایش به برنامه ها نیاز دارد و معمولاً دستورالعمل های هر برنامه را در یک واحد پردازش مرکزی اجر...
مترادف و متضاد
پروگرام، دستور کار، طرح، نقشه
title (اسم)لقب، عنوان، کنیه، اسم، نام، سرصفحه، برنامه، مقام، استحقاق، حق، صفحه عنوان کتاب، عنوان قبل از اسم شخصprogram (اسم)دستور کار، مرام، دستور، برنامه، نقشه، روش کار، پروگرامscheme (اسم)ترتیب، تمهید، برنامه، طرح، نقشه، رویه، تدبیر، طرح کلیbill of fare (اسم)صورت غذا، صورت اغذیه مهمانخانه، برنامهplan (اسم)اندیشه، خیال، برنامه، طرح، نقشه، تدبیرschedule (اسم)صور...