Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برف رود

تلفظ بین المللی : /bˈarf rˈavad/ تلفظ :‌ [b'aRf R'avad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • برو رود
  • برز رود
  • برق رود
  • تپه منجل تیغ بر رود
  • رود برن
  • مسیح بر روی اب راه می رود
  • میان بر پیچان رود
  • روده بر
  • روده بر شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

برفرود. [ ب َ ف ُ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) زیر و زبر. زیر و رو. بالا و زیر. زیر و بالا. ( یادداشت مؤلف ). همه اطراف. بلندی و پستی. بالا و پائین و زیر و زبر. ( ناظم الاطباء ).- برفرود سخن ؛ فراز و نشیب آن. نیک و بد آن : بکوشم باندازه دستگاه کنم برفرود سخن را نگاه.شمسی ( یوسف وزلیخا ).- برفرود کاری ؛ زیر و زبر آن. اختلاف و تمایز آن : خدمت سلطان بجان از شهریاری خوشتر است وین کسی داند که داند برفرود رو...

فرهنگ فارسی

زیر و زبر زیر و رو .

مترادف و متضاد

glacier (اسم)
یخچال طبیعی، توده یخ غلتان، یخ رود، برف رود، رودخانه یخ

کلمات مرتبط

  • برو رود
  • برز رود
  • برق رود
  • تپه منجل تیغ بر رود
  • رود برن
  • مسیح بر روی اب راه می رود
  • میان بر پیچان رود
  • روده بر
  • روده بر شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات