Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برشته کشیدن

تلفظ بین المللی : /berˈeʃteː keʃˈidan/ تلفظ :‌ [beR'eSte: keS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عهده کسی برات کشیدن
  • دته بته کاردن
  • برشته
  • بِرِشتَه
  • برشته شدن
  • برشته کردن
  • برشته کننده
  • برشته کن
  • بِرشْتَه آویدَن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برشته کشیدن. [ ب ِ رِ ت َ / ت ِ ک َ / ک ِ دَ ]( مص مرکب ) منظم کردن. منظم ساختن. || بنظم درآوردن. بند کردن ، چنانکه دانه های جواهر در گردن بند یا تسبیح : ز عمر بهره همین گشت مر مرا که بشعربرشته میکشم این زر و در و مرجان را.ناصرخسرو.- برشته نظم کشیدن ؛ نظم کردن. سرودن. شعر گفتن. منظوم ساختن.- || منظم ساختن. منظم گرداندن. تنظیم کردن. برشته کشیدن. تعکیف. ( منتهی الارب )....

فرهنگ فارسی

منظم کردن یا بنظم در آوردن .

کلمات مرتبط

  • عهده کسی برات کشیدن
  • دته بته کاردن
  • برشته
  • بِرِشتَه
  • برشته شدن
  • برشته کردن
  • برشته کننده
  • برشته کن
  • بِرشْتَه آویدَن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات