برش . [ ب َ ] (اِ) گل . گل اخری . (یادداشت مؤلف ).
برش . [ ب ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ابرش . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به ابرش شود.
خوراک آبدار که با گوشت، برگ کلم، گوجهفرنگی، و بعضی چیزهای دیگر تهیه میشود.
۱. بریدن.
۲. بریدن پارچه طبق اندازۀ معیّن، برای دوختن پارچه.
۳. (اسم) قاچ خربزه یا هندوانه.
۴. [عامیانه، مجاز] لیاقت و شایستگی در انجام کار.
۵. تیز بودن؛ برندگی.
۶. (اسم) [مجاز] مقطعی از زمان.
(بُ) [ روس . ] ( اِ.) خوراک آبداری از گوشت ، کلم ، چغندر و احیاناً هویج . نوعی سوپ روسی .
(بُ رِ) 1 - (اِمص .) بریدن ، بریدگی . 2 - کنایه از: زرنگی ، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری . 3 - ( اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.
صوتی برای نگه داشتن اسب،تحریک کردن سگ و راندن مرغ
۱بزن – با شدت و پیاپی بزن – با چوب بزن ۲امر به زدن درختان ...
تیزی
قاش، قاچ
بریدگی، شکاف
کارآیی، توان، برایی، قاطعیت
بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع
۱. بریدگی، شکاف
۲. بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع
۳. قاش، قاچ
۴. کارآیی، توان، برایی، قاطعیت
۵. تیزی
۶. بریدن