Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برستیزیدن

تلفظ بین المللی : /barsˌetizˈidan/ تلفظ :‌ [baRs,etiz'idan]
لغت نامه دهخدا
  • برسکیزیدن
  • بستیزیدن
  • برستیین
  • رج برستیین
  • فرمن برستیین
  • کام برخیزیدن
  • برآلیزیدن
  • برخیزیدن
  • بریزیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برستیزیدن. [ ب َ س ِ دَ ] ( مص مرکب ) ستیزیدن. خصومت کردن. لجاجت کردن : مزن زن را ولی چون برستیزدچنانش زن که هرگز برنخیزد.نظامی.و گر با جوش گرمم برستیزدچنان جوشم کزو جوشن بریزد.نظامی. || سرکشی کردن : هر دود کزین مغاک خیزدتا یک دو سه نیزه برستیزد.نظامی.و رجوع به ستیزیدن شود....

کلمات مرتبط

  • برسکیزیدن
  • بستیزیدن
  • برستیین
  • رج برستیین
  • فرمن برستیین
  • کام برخیزیدن
  • برآلیزیدن
  • برخیزیدن
  • بریزیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات