کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برزگ-شدن | کلماتور
معنی کلمه : برزگ شدن
تلفظ بین المللی :
/berˈazɡ ʃˈodan/
تلفظ :
[beR'azg S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رنگ برنگ شدن
رگ برگ شدن
برگ برگ شدن
بزرگ تر شدن از
بزرگ شدن
بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
بزرگ شدن غده تیروئید
شکم بزرگ شدن
پدیدار شدن مشکل بزرگ
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
volume
(فعل)
برزگ شدن، بر حجم افزودن، بصورت مجلد در اوردن
grow
(فعل)
بزرگ شدن، زیاد شدن، شدن، عمل امدن، بالیدن، ترقی کردن، کاشتن، رستن، رشد کردن، سبز شدن، سبز کردن، گشتن، روییدن، رویانیدن، برزگ شدن
کلمات مرتبط
رنگ برنگ شدن
رگ برگ شدن
برگ برگ شدن
بزرگ تر شدن از
بزرگ شدن
بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
بزرگ شدن غده تیروئید
شکم بزرگ شدن
پدیدار شدن مشکل بزرگ
نظرات