کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بررسیدن | کلماتور
معانی کلمه : بررسیدن
تلفظ بین المللی :
/barrˈesidˌan/
تلفظ :
[baRR'esid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طاقت برسیدن
برسیدن
برمسیدن
شتاب باریدن
فرو باریدن
فرو برانیدن
بارسینه
براسیداس
بررسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
بررسیدن. [ ب َرْ، رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) پرسیدن. ( برهان ) ( انجمن آرا ). سؤال کردن. ( آنندراج ). وارسیدن.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). وارسی کردن. فحص کردن. تفتیش کردن. پژوهش کردن. تحقیق کردن. تفحص و تجسس کردن. تعرف. ( لغت بیهقی ). جستجو کردن : [ سلیمان بن عبدالملک ] دل در آن بست که برمک را از بلخ بیاوردو وزارت خویش بدو دهد اندیشید که مگر هنوز گبر باشدپس بررسید مسلمان زاده بود شاد شد. ( تاریخ بیه...
فرهنگ عمید
بررسی کردن، وارسی کردن، رسیدگی کردن به کاری، پرسیدن: آز بگذار که با آز به حکمت نرسی / ور بیان بایدت از حال سنائی بررس (سنائی۲: ۱۸۳ ).
فرهنگ معین
(بَ. رِ دَ ) (مص ل . ) تحقیق کردن .
فرهنگ فارسی
بررسی کردن، وارسی کردن، رسیدگی کردن
( مصدر ) ۱- رسیدگی کردن بامری وارسیدن تحقیق کردن . ۲- پرسش کردن سوال کردن .
کلمات مرتبط
طاقت برسیدن
برسیدن
برمسیدن
شتاب باریدن
فرو باریدن
فرو برانیدن
بارسینه
براسیداس
بررسی
نظرات