کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بررسی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : بررسی کردن
تلفظ بین المللی :
/barrˈasi kˈardan/
تلفظ :
[baRR'asi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بطور اجمالی بررسی کردن
به دقت بررسی کردن
غور و بررسی کردن
روی کردن برکسی
با قایق باری کالا حمل کردن
بازرسی کردن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری به هر جهت کردن
باری بهر جهت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بررسی کردن. [ ب َرْ، رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تحقیق کردن.جستجو و پرسش کردن. || امعان نظر کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) رسیدگی کردن تحقیق کردن .
تحقیق کردن جستجو و پرسش کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
تحقیق کردن، رسیدگی کردن، وارسی کردن، مطالعه کردن، پژوهش کردن
study (فعل)فرا گرفتن، تحصیل کردن، خواندن، بررسی کردن، اموختن، مطالعه کردن، درس خواندنinvestigate (فعل)تحقیق کردن، باز جویی کردن، رسیدگی کردن، بررسی کردن، پژوهیدن، تفتیش کردن، جستار کردن، وارسی کردن، استفسار کردن، اطلاعات مقدماتی بدست اوردنsurvey (فعل)بررسی کردن، بازدید کردن، پیمودن، ممیزی کردن، مساحی کردنcheck (فعل)رسیدگی کردن، منع...
کلمات مرتبط
بطور اجمالی بررسی کردن
به دقت بررسی کردن
غور و بررسی کردن
روی کردن برکسی
با قایق باری کالا حمل کردن
بازرسی کردن
باری از دوش کسی برداشتن یا بار کسی را سبک کردن
باری به هر جهت کردن
باری بهر جهت کردن
نظرات