Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برجهنده

تلفظ بین المللی : /bˌordʒeːˈande/ تلفظ :‌ [b,oRdZe:'ande]
لغت نامه دهخدا
  • برجنده
  • سیاست بی برنده
  • کله برهنه
  • برازنده عبدالحسین
  • برهنه شدن
  • کون برهنه
  • گودی بُرنده ای
  • لباس برازنده
  • لبۀ بُرنده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برجهنده. [ ب َ ج َ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جست وخیزکننده. جهنده. رجوع به جهنده شود. || با ارتجاع مانند فنر. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

  • برجنده
  • سیاست بی برنده
  • کله برهنه
  • برازنده عبدالحسین
  • برهنه شدن
  • کون برهنه
  • گودی بُرنده ای
  • لباس برازنده
  • لبۀ بُرنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات