معانی کلمه : برج
لغت نامه دهخدا
برج . [ ب َ رَ] (اِ) علم و رایت معطر و خوشبوی . (ناظم الاطباء).
برج . [ ب َ ] (اِ) در تداول مقابل خرج . آنچه مصرف شود از نقد برای چیزهایی که از ضروریات زندگی نباشد. خرجها که جز برای خوردن و آشامیدن و منزل است . خرجهای غیرضروری . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. ساختمانی که بیش از ده طبقه داشته باشد: برج میلاد.
۲. بنای بلند استوانه ای یا مربع شکل که در کنار قلعه یا جای دیگر برای دیده بانی یا محافظت و نگهبانی می ساختند، کوشک، قلعه.
۳. [جمع: بُرُوج] (نجوم ) = منطقة البروج
۲. بنای بلند استوانه ای یا مربع شکل که در کنار قلعه یا جای دیگر برای دیده بانی یا محافظت و نگهبانی می ساختند، کوشک، قلعه.
۳. [جمع: بُرُوج] (نجوم ) = منطقة البروج
فرهنگ معین
(بَ) ( اِ.) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.
(بَ ) ( اِ. ) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.
(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. ۲ - قلعه ، د ژ. ۳ - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: ۱ - حمل (فروردین ). ۲ - ثور(اردیبهشت ). ۳ - جوزا (خرداد ). ۴ - سرطان (تیر ). ۵ -
(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. ۲ - قلعه ، د ژ. ۳ - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: ۱ - حمل (فروردین ). ۲ - ثور(اردیبهشت ). ۳ - جوزا (خرداد ). ۴ - سرطان (تیر ). ۵ -
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مخزن استوانهای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوطها به روش تقطیر و استخراج به کار میرود متـ . ستون 1
دانشنامه عمومی
بَرْج؛ مقایسه، سنجیدن، اندازه گیری.
نقل قول
مترادف و متضاد
شهر، ماه
کوشک، کاخ، قصر
بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه
ساختمان چند طبقه، آسمانخراش
خرج غیرضروری، هزینههایغیراساسی ≠ خرج
۱. شهر، ماه
۲. بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه
۳. کوشک، کاخ، قصر
۴. ساختمان چند طبقه، آسمانخراش
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( بَرج ) خرج و برج؛ دیگر غیر احتیاجات همراه خرج
فرهنگستان زبان و ادب
{column , tower} [مهندسی بسپار، مهندسى شیمى] مخزن استوانه ای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوط ها به روش تقطیر و استخراج به کار می رود
متـ . ستون 1
