Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برج

تلفظ بین المللی : /bˈordʒ/ تلفظ :‌ [b'oRdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • بُرج
  • بِرج
  • برج اتش نشانی
  • برج ازادی
  • برج ایفل
  • برج خلعت پوشان
  • برج رادکان
  • برج سیرز
  • برج شبلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

برج . [ ب َ رَ] (اِ) علم و رایت معطر و خوشبوی . (ناظم الاطباء).

برج . [ ب َ ] (اِ) در تداول مقابل خرج . آنچه مصرف شود از نقد برای چیزهایی که از ضروریات زندگی نباشد. خرجها که جز برای خوردن و آشامیدن و منزل است . خرجهای غیرضروری . (یادداشت مؤلف ).

برج . [ ب َ رَ ] (اِ) رستنی باشدکه آنرا اکر ترکی گویند. (انجمن آرا) (...

فرهنگ عمید

۱. ساختمانی که بیش از ده طبقه داشته باشد: برج میلاد.
۲. بنای بلند استوانه ای یا مربع شکل که در کنار قلعه یا جای دیگر برای دیده بانی یا محافظت و نگهبانی می ساختند، کوشک، قلعه.
۳. [جمع: بُرُوج] (نجوم ) = منطقة البروج

فرهنگ معین

(بَ) ( اِ.) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.

(بَ ) ( اِ. ) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.
(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. ۲ - قلعه ، د ژ. ۳ - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: ۱ - حمل (فروردین ). ۲ - ثور(اردیبهشت ). ۳ - جوزا (خرداد ). ۴ - سرطان (تیر ). ۵ -
(بُ)...

دانشنامه آزاد فارسی

برج (اخترشناسی). بُرج (اخترشناسی)بُرجبُرجبُرجهر یک از دوازده بخش قراردادی کرۀ آسمان در ناحیۀ برجگاه (منطقةالبروج) و در مسیر حرکت ظاهری سالانۀ خورشید. طول هر برج یک دوازدهم فلک (۳۰ درجۀ قوسی) است و یکی از صورت های فلکی ناحیه بُرجگاه را تقریباً در خود جای داده است. دوازده بُرج منسوب به دوازده صورت فلکی بُرجگاه که از روزگار باستان مورد توجه بشر بوده اند، به ترتیب عبارت اند از حمل، ثور، جوزا، سرطان،...

فرهنگ فارسی

مخزن استوانه‌ای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوط‌ها به روش تقطیر و استخراج به کار می‌رود متـ . ستون 1

( اسم ) ۱- بنای بلند استوانه یی یا مکعب که در جانبین یا جایی دیگر از قلعه جهت دیدبانی و نگهبانی و دفاع سازند . ۲- قلعه دژ . ۳- هر یک از دوازده حص. منطقه البروج که اسامی آنها از این قرار است : ۱- حمل . ۲- ثور . ۳- جوزا . ۴- سرطان. ۵- اسد . ۶- سنبله . ۷- میزان . ۸- عقر...

دانشنامه عمومی

بَرْج؛ مقایسه، سنجیدن، اندازه گیری.

برج در زبان فارسی مفاهیم مختلفی دارد که در زیر بطور مختصر به آنها اشاره شده است:برج (ساختمان)، ساختمانی بلند را گویند که با هدف اسکان، گردشگری، نصب آنتن های مخابراتی و... ساخته می شود. مانند:برج میلاد، برج ایفل و ...برج فلکی در نجوم، به هریک از بخش های دوازده گانهٔ دایرةالبروج گفته می شود.ماه (زمان) در گاه شماری هجری خورشیدی، به هریک از دوازده ماه در یکسال...

نقل قول

برج (ساختمان). بُرج سازه های بلند ساخته دست انسان هستند که همیشه ارتفاع آن ها از پهنای آن ها بسیار بیشتر است و معمولاً سود و کاربرد معنی داری دارند.• نشانه شناسی: ساختار یک برج، بی درنگ برج بابل یا دوازهٔ آسمان را به ذهن متبادر می کند که هدف از ساختنِ آن بالارفتن تا جایگاه خدایان بود، و راهِ رسیدن به این هدف را ساختن محوری می دیدند، چرا که محورِ اصلی خراب شده بود.»• «نمادگرایی برج، جهانی است.» -...

مترادف و متضاد

شهر، ماه

کوشک، کاخ، قصر

بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه

ساختمان چند طبقه، آسمان‌خراش

خرج غیرضروری، هزینه‌های‌غیراساسی ≠ خرج

۱. شهر، ماه
۲. بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه
۳. کوشک، کاخ، قصر
۴. ساختمان چند طبقه، آسمانخراش

house (اسم)خانقاه، منزل، مسکن، جا، برج، نشیمن، خانه، سرای، اهل خانه، جایگاه، اهل بیت، محل سکنی، منزلگاهpinnacle (اسم)اوج، ذروه، برج، راس، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برج آشیانه پرندگان یا هریک از خانه هاى دوازده گانه منطقة البروج است .برج به معناى اوّل به آشیانه برج مانند و مدوّرى گفته مى شود که کبوتر هاى اهلی را در آن جاى دهند؛ چنان که به ساختمانى که به منظور گردآورى کود و فضله پرندگان، بویژه کبوتران در مزارع ساخته مى شود نیز اطلاق مى گردد.کاربرد برج به معنای اول در فقهاز آن به مناسبت در باب صید و ذباحه سخن رفته است.احکام فقهی برج به معنای اولصرف و...

واژه نامه بختیاریکا

( بَرج ) خرج و برج؛ دیگر غیر احتیاجات همراه خرج

فرهنگستان زبان و ادب

{column , tower} [مهندسی بسپار، مهندسى شیمى] مخزن استوانه ای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوط ها به روش تقطیر و استخراج به کار می رود متـ . ستون 1

کلمات مرتبط

  • بُرج
  • بِرج
  • برج اتش نشانی
  • برج ازادی
  • برج ایفل
  • برج خلعت پوشان
  • برج رادکان
  • برج سیرز
  • برج شبلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات