کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برتمیدن | کلماتور
معنی کلمه : برتمیدن
تلفظ بین المللی :
/bartamjjˈodan/
تلفظ :
[baRtamjj'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بردمیدن
برمیدن
جان بردمیدن
برتمیده
برتنیدن
برتهیدن
برتویدن
برتپیدن
برچمیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
برتمیدن. [ ب َ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) پرتمیدن. تمیدن. تبخاله پیدا شدن بر لب. ( آنندراج ). ترکیدن لب. تبخال داشتن لب بعد از تب. ( ناظم الاطباء ). || درد پیدا گشتن در مثانه از غایت حرارت. ( آنندراج ). درد داشتن در شکم بواسطه گرمای سخت. ( ناظم الاطباء ). || انباشتن مانند پنبه در جوال.( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سرازیر رفتن. ( ناظم الاطباء ). || برتاختن و حمله بردن. || غلطان افتادن و فرو افکندن. ( ...
کلمات مرتبط
بردمیدن
برمیدن
جان بردمیدن
برتمیده
برتنیدن
برتهیدن
برتویدن
برتپیدن
برچمیدن
نظرات