کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بربور | کلماتور
معانی کلمه : بربور
تلفظ بین المللی :
/barbˈuːr/
تلفظ :
[baRb'u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
میراندا و الیت بربور
بربورن
دگرگونی برخوردی
رستخیز براوردن
رشته دهانۀ برخوردی
رنگ براوردن
روزدریافت برآوردی ایمن و کافی
ریش براوردن
زاویۀ برخورد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بربور. [ ب ُ ] ( اِ ) معرب بلغور. ( مهذب الاسماء ). کبیده گندم. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جشیش گندم. ج ، برابیر. البربور الجشیش من البر. ( از قاموس ).
فرهنگ فارسی
معرب بلغور کبیده گندم .
کلمات مرتبط
میراندا و الیت بربور
بربورن
دگرگونی برخوردی
رستخیز براوردن
رشته دهانۀ برخوردی
رنگ براوردن
روزدریافت برآوردی ایمن و کافی
ریش براوردن
زاویۀ برخورد
نظرات