کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برافژولیدن | کلماتور
معنی کلمه : برافژولیدن
تلفظ بین المللی :
/berˈɑfʒuːlˌidan/
تلفظ :
[beR'AfZu:l,idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بر افژولیدن
برافزولیدن
براوژولیدن
برفژولیدن
برافروسیدن
براوژلیدن
بیفژولیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
برافژولیدن . [ ب َ اَ دَ ] (مص مرکب ) بحرکت آوردن . (از ناظم الاطباء). تحریک . بعث . (تاج المصادر). برانگیختن بجنگ . (آنندراج ). برآغالیدن . ورغلانیدن . حث . (تفلیسی ). تحریض . احتثاث . (تاج المصادر). تحضیض . احثاث . استحثاث . (یادداشت مؤلف ). تحریش ؛ برافژولیدن قوم و سگ بر یکدیگر. (منتهی الارب ). || بر سر کار آوردن . (آنندراج ). || استخراج کردن . (ناظم الاطباء). || تقاضا نمودن . || پریشان ساختن ...
کلمات مرتبط
بر افژولیدن
برافزولیدن
براوژولیدن
برفژولیدن
برافروسیدن
براوژلیدن
بیفژولیدن
نظرات