کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه براستی | کلماتور
معانی کلمه : براستی
تلفظ بین المللی :
/berˈɑsti/
تلفظ :
[beR'Asti]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چنددش براستی
چنددُش بَراُستی
دُش بَراُست
راست براست
باستیا
باستیان ادولف
باستیل
باستیلیا
باستیه مریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
براستی. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) ( از: ب + راستی ) حقاً. ( یادداشت مؤلف ). الحق. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
حقا الحق .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
really (قید)واقعا، بالفعل، براستی، راستیindeed (قید)واقعا، فعلا، همانا، محققا، براستی، در واقع، حقیقتا، فی الواقع، هر اینه، آره راستیverily (قید)واقعا، براستی، امین، حقیقتا، هر اینهtruly (قید)راست، بدرستی، صادقانه، براستی، بطور قانونی، باشرافت، بخوبی، با حقیقتcertes (قید)براستی...
کلمات مرتبط
چنددش براستی
چنددُش بَراُستی
دُش بَراُست
راست براست
باستیا
باستیان ادولف
باستیل
باستیلیا
باستیه مریز
نظرات