شایسته، درخور
شایسته لایق
لباس برازنده
becoming clothes, comely garment
این رفتار برازندهی جوانی مانند تو نیست
this behaviour does not become a young man like you
(تلفظ: barāzande) (صفت فاعلی از برازیدن) ، ویژگی آنچه مناسب یا زیبندهی کسی یا چیزی است ؛ شایسته ، لایق ، سزاوار.
شایسته، درخور
درخور، زیبنده، سزاوار، شایان، شایسته، قابل، لایق، متناسب، ورجاوند ≠ نامتناسب، نالایق
ورجاوند