کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-کاری-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : بر کاری داشتن
تلفظ بین المللی :
/bar kˈɑri dˈɑʃtan/
تلفظ :
[baR k'ARi d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بر جسته کاری
کار بر سر افتادن
کار بر هم زدن
کار بر کسی تنگ گرفتن
کارد بر سر بردن
بر کارل
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کری بود بر گوسفندان
شما نمی توانید ( تیغتان نمی برد ازتان بر نمی آید) این کار را بکنید.
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بر کاری داشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تحریض. بعث. ( ترجمان القرآن ). بکاری واداشتن. بکاری وادار کردن.
فرهنگ فارسی
تحریض بکاری وا داشتن .
کلمات مرتبط
بر جسته کاری
کار بر سر افتادن
کار بر هم زدن
کار بر کسی تنگ گرفتن
کارد بر سر بردن
بر کارل
کار سخیف و بی ارزش و ابرو بر
ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کری بود بر گوسفندان
شما نمی توانید ( تیغتان نمی برد ازتان بر نمی آید) این کار را بکنید.
نظرات