کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-زبان-رفتن | کلماتور
معانی کلمه : بر زبان رفتن
تلفظ بین المللی :
/bar zabˈɑn rˈaftan/
تلفظ :
[baR zab'An R'aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بر زبان اوردن
بر زبان آوردن
بر زبان افتادن
بر زبان افکندن
بر زبان داشتن
بر زبان دویدن
بر زبان نهادن
بر زبان گرفتن
زبان بر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بر زبان رفتن. [ ب َ زَ رَ ت َ ] ( مص مرکب )بر زبان گذشتن. گفته شدن. بر لفظ رفتن :
چندان دعای جان تو گوییم کز ملال
بیخواست بر زبان تو دشنام می رود.
کمال خجند ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بر زبان گذشتن گفته شدن .
کلمات مرتبط
بر زبان اوردن
بر زبان آوردن
بر زبان افتادن
بر زبان افکندن
بر زبان داشتن
بر زبان دویدن
بر زبان نهادن
بر زبان گرفتن
زبان بر
نظرات