کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-روی-کشیدن | کلماتور
معانی کلمه : بر روی کشیدن
تلفظ بین المللی :
/bar rˈuje keʃˈidan/
تلفظ :
[baR R'uje keS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بر روی کسی جام کشیدن
قلم کشیدن بروی
بر روی
بر روی خود نیاوردن
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
بر روی آب آمدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بر روی کشیدن. [ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حریف دروکش کردن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
نوبهار است و جنونم سوی هامون میکشد
شور رسوایی مرا بر روی مجنون میکشد.
سلیم ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حریف درد کش کردن .
کلمات مرتبط
بر روی کسی جام کشیدن
قلم کشیدن بروی
بر روی
بر روی خود نیاوردن
بر روی سطح پخش کردن
بر روی نقشه نشان دادن
بر روی پایه نشاندن
بر روی شکم
بر روی آب آمدن
نظرات