کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-انباشتن | کلماتور
معانی کلمه : بر انباشتن
تلفظ بین المللی :
/bar anbˈɑʃtan/
تلفظ :
[baR anb'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انباشت لایه نازکی از مواد بر سطح
انداختن بر زیر بالا
بنیاد بر انداختن
بر آب انداختن
بر اب انداختن
بر انباردن
بر خاک انداختن
گره بر ابرو انداختن
سپر بر آب انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
برانباشتن. [ ب َ اَم ْ ت َ ] ( مص مرکب ) انباشتن. انباردن : دک ؛ برانباشتن چاه. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انباشتن شود.
فرهنگ فارسی
انباششتن بر انباشتن چاه .
کلمات مرتبط
انباشت لایه نازکی از مواد بر سطح
انداختن بر زیر بالا
بنیاد بر انداختن
بر آب انداختن
بر اب انداختن
بر انباردن
بر خاک انداختن
گره بر ابرو انداختن
سپر بر آب انداختن
نظرات