Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بر

تلفظ بین المللی : /bˈar/ تلفظ :‌ [b'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • بُرّ
  • بِرّ
  • بَر
  • بَــر
  • بر اتانژ دو
  • بر ارن
  • بر جسته کاری
  • بر قدیم
  • بر میصوا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بر. [ ب َرر ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

بر. [ ب ُ ] (اِ) گروه . طایفه . دسته . (در لهجه ٔ بختیاری ).
- یک بر ؛ در تداول یک گروه کثیر. یک دسته ٔ بزرگ و در آن نفرت و کراهت هست و چون دشنام و نفرینی است . (یادداشت مؤلف ).

بر. [ ب...

فرهنگ عمید

خاطر؛ یاد؛ حافظه.

۱. شفا یافتن از مرض.
۲. رهایی؛ خلاص.

۱. = بردن
۲. بَرنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پیغامبر، فرمانبر، رنجبر، باربر.

۱. = بریدن
۲. بُرنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آهن‌بر، چوب‌بر، علف‌بر.
۳. بریده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): روده‌بر.

بار؛ میوه؛ ثمر.⟨ بر دادن: (مصدر لازم)۱. بار دادن؛ میوه دادن: ◻︎ پیش از این عمری به باد عشق او بر داده‌ام / بازگ...

فرهنگ معین

(بُ رّ) [ ع . ] (اِ.) گندم .

و بوم (بَ رُ) (اِمر.) زمین ، سرزمین .

( ~.) [ ع . ] (ص .) نیکوکار، نکوکردار.

( ~.) [ په . ] ( اِ.) بار درخت ، میوه .

(بَ رّ) [ ع . ] ( اِ.) خشکی ، دشت ، بیابان .

(بَ) ( اِ.) 1 - بالا. 2 - بلند. 3 - نزد. پیش . 4 - هنگام .

( ~.) (اِ.) = بیر. ویر: 1 - حفظ . 2 - به خاطر نگاه داشتن .

یخ نوشتن (بَ. یَ. نِ وِ تَ) (مص ل .) کنایه از: ...

دانشنامه آزاد فارسی

بُرریشۀ مصدر «بریدن»، اصطلاحی در انواع بازی ورق و نیز دومینو؛ و آن عملِ مخلوط کردنِ ورق های بازی یا سنگ های دومینو است، به وجهی که امکانِ هر نوع زدوبند به کل ازمیان برود و بختِ هر یک از بازیکنان در تقسیم انواع ورق یکسان باشد. بُر، که با مصدرهای«زدن» و«خوردن» صرف می شود، انواعی دارد که مردمان بدان ها نام هایی مزاح آمیز داده اند. معمول است که اوستا، پس از بُرزدن، دستۀ ورق ها را پیش روی حریف می گیرد ...

فرهنگ فارسی

۱- ریش. فعل ( بردن ) ۲- ( اسم ) در ترکیب بمعنی ( برنده ) آید : باربر پیغامبر فرمانبر.
گندم بره یکی .

دانشنامه عمومی

1-پهلو-سینه 2-بیابان-خشکی 3-میوه -ثمر

بر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره کند:بر یا بار به معنی میوهبر به معنی کنار، پهلو، آغوش، سینه، ضلعحرف اضافه به معنی رویِ، و نیز پیشوند فعل ساز و صفت سازبَرّ واژه ای عربی به معنی خشکی های زمینبَرّ واژه ای عربی مفرد اَبرار به معنی نیکوکاربن مضارع از فعل بُردنبر به معنی حافظه (از بر کردن: حفظ کردن)wiki: بر...

گویش مازنی

۱اندام ۲پهنا

۱شیره ۲اهرم ۳عددچهار

۱کنفت – شرمسار ۲شخم ۳بوته ی خاردار تمشک ۴کارآییقدرت ۵ور ...

بی خاصیت و بی مزه ۲علف نیم خورده که حیوان دیگر از خوردن آن ...

/bar/ اندام - پهنا & کنفت – شرمسار - شخم ۳بوته ی خاردار تمشک ۴کارآییقدرت ۵ور آمده & بی خاصیت و بی مزه - علف نیم خورده که حیوان دیگر از خوردن آن ابا نماید ۳از چشم افتاده & شیره - اهرم ۳عددچهار...

مترادف و متضاد

تن

صفت

کنار

علیه

در، به

پهلو، ضلع

آغوش، بغل

حرف ≠ بالا

قاطی، مخلوط

سود، فایده، نفع

الکن، زبان‌پریش

گروه، دسته، عالم

پستان، پهلو، سینه

زیاد، بسیار، متعدد

بار، ثمر، ثمره، محصول، میوه

بلندی، فراز، بالا، برفراز، روی، صدر

احسان، خوبی، نیکوکاری، نیکی، نیکویی ≠ سیئه

۱. زیاد، بسیار، متعدد ۲. گروه، دسته، ع...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] به فتح باء به معنی نیکوکار و به معنی خشکی مقابل دریا و به کسر باء به معنی نیکوکاری.«بر» به معنی خشکی مقابل دریا در قرآن بسیار آمده است. مثل: «حُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا» (سوره مائده، 96) شکار حیوان بری بر شما حرام است چون محرم باشید.یا «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ»؛ (سوره یونس: 22) او کسی است که شما را در خشکی و دریا راه میبرد.ب...

فرهنگ فارسی ساره

تن

واژه نامه بختیاریکا

( بُر * ) نخ رنگی قالی؛ گِن ( بر + ) کل؛ همه ( بُر ) اجازه؛ بُر نکِردِن ( بِر ) بار؛ دوره؛ دفعه؛ حرکت. مثلاً یَه بر وا زنیس یعنی به یکباره باید بزنیش در یک حرکت ( بِرّ ) برق. مثلاً بِرِّ اَفتَو یعنی برق آفتاب ( بَر ) به بَهر ( بُر ) تشخیص. مثلاً تی بُر نکردن یعنی تشخیص ندادن چشم ( بَر ) تقسیم ( بُر ) دسته؛ گروه. واحد بیان احشام و. . . ( بَر ) دو بَر ( بُر ) سهم انار از انارستان یا انجی...

کلمات مرتبط

  • بُرّ
  • بِرّ
  • بَر
  • بَــر
  • بر اتانژ دو
  • بر ارن
  • بر جسته کاری
  • بر قدیم
  • بر میصوا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات